عبد الحسين نوايى
553
نادرشاه و بازماندگانش ( همراه با نامه هاى سلطنتى و اسناد رسمى و ادارى ) ( فارسى )
فرمان شاه سليمان ثانى « نظر به آن كه اهل ايران به سبب تسلط فرق مختلفه كه بعد از سالها متصرف مملكت ايران گرديده بودند شيوهء قطاع الطريقى كه جبلى ذات آنها بود مرعى داشته در تخريب و تاراج لمحهاى فوت و فروگذاشت نكرده رعايا و سكنهء ايران از مدتى به انواع صدمات و بلايا گرفتار بودند ، بعد مدت متمادى جناب بارى تعالى به آن ضعفا ترحم نموده انتظام امور و ارتكاب فرمانروايى ايران را به اين بندهء درگاه إله و غلام آستان يد الله تفويض فرموده حق را در مركز خود قرار داده ارادهء اقدس چنين است كه سپاهى و رعيت ايران پيوسته در كمال آرام و اطمينان بوده شدايد گذشته را نعم البدل يافته ليلا و نهارا با اهل و عيال مرفه الحال به دعاى دولت قاهره مشغول باشند . بنابراين ، به شكرانهء توفيق اين عطيهء عظمى ، به درگاه جناب واهب العطايا ، از ابتداى جلوس و الا تا مدت سه سال كل مال و جهات را به طريق انعام به سكنهء ايران معاف نموديم و در اين سه سال نيز اخذ سيورسات به هيچ وجه از هيچ ملكى نخواهد شد . هر يك از حكام و عمال بايد به موجب حكم اشرف عمل نموده تا سه سال